وقتی انقلاب شد نوجوانی بیش نبودم . از هیچ کجا هم حتی هیچ نمی دانستم .
همه فقط شور و شوق و انرژی برای انقلابی که ره به هبچستان می برد بودند .
یکی از شعارهای آن دوران این بود : تا شاه کفن نشود این وطن وطن نشود .
بعد انقلاب پیروز شد و در یک روز گرم تابستانی شاه کفن شد سالها گذشت
ولی برای ما وطن وطن نشد که نشد .
گفتیم شاید تمام بدبختی های ما از خمینی است . اگرچه بود اما در یک روز بهاری
خمینی هم کفن شد .
باز هم سالها گذشت اما وطن برای ما وطن نشد .
باز هم منتظر ماندیم و می مانیم .
گاهی پیش خود می گویم تا کی باید منتظر کفن شدن حاکمان باشیم تا وطن وطن شود ؟
اینها از کجا می آیند ؟
جز اینکه ما مردم خود شاه و خمینی و خامنه ایی ... را بت و مقدس و پرستش کردیم ؟
و خدا می داند در آینده از چه کسانی ما بت می سازیم و می پرستیم و منتظر کفن
شدنش لحظه شماری می کنیم ؟
اعتقاد دارم تا این رسم بت پرستی در ذهن و فکر ما هست این وطن وطن نشود .
و با توجه به شرایط حال حاضر ایران بسیار بسیار امیدوارم این آخرین کفن و دفن ما باشد .







