افکار و گفته های گوناگون من
  
            طرح نظرات و افکار  در مورد  اجتماع ٬ سیاست ٬ فرهنگ  از دید وب نگار
 
مهر 1387
ش ی د س چ پ ج
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      
 
آرشیو
 
یکشنبه 7 مهر ماه سال 1387
هنر بعضی ها

  

برایم جالب است که مردانی از جنس هیتلر به هنر علاقمند بوده و آثاری هم از خود   

 

بجا گذاشته اند . 

 

در طول تاریخ هنر چقدر مظلوم واقع شده است که مردانی که درونشان 

 

جز سیاهی و تیرگی و برونشان جز فلاکت و بدبختی برای پیروانشان ، مردمشان و سایر مردم  

 

دنیا چیزی یافت نمیشده ، دست به قلم ببرند و نقاشی کنند و یا بنویسند و شعر بگویند .  

 

اینان چگونه  میتوانستند هم به آن احساسی برسند که حکم اعدام بیگناهان را صادر و 

 

بعد در خلوت خود به احساسات هنرمندانه بی اندیشند ؟ نمی دانم .  لابد ربطی ندارد و 

 

یا اینها کارهای خودشان نیست . بهر حال

 

مجموعه اشعار اسامه بن لادن توسط انتشارات آکسفورد  هفته آینده منتشر خواهد شد .

به گزارش فارس به نقل از ساندی تایمز چاپ بریتانیا، اشعار وی در مراسم شعرخوانی و  

 

سخنرانی‌هایش در جشن‌ها و دیدارها از سال 1990 بر روی نوار ضبط شده است .
   

نمی دانم شاید اون هم به خال لبی گرفتار شده است یا شاید هم دلبسته ء یاران خراسانی  

 

خویش شده است اما جمع این تناقضات در روح بشر برای من  جالب است . 

  

 

 

 


 
یکشنبه 17 شهریور ماه سال 1387
سوراخ دعا

 

همیشه این ضرب المثل سوراخ دعا را گم کرده بود را شنیده بودم ولی هیچوقت دقیقاْ  

نمی دانستم کارکردش کجاست تا این طرح تحول اقتصادی که پیش آمد معنی واقعی آن  

را فهمیدم . 

اینکه شما زحمت کشیدید کارکردید احیاناْ ماشین و خانه ایی خریدید چه ربطی به 

ایجاد رفاه برای شما و دادن یارانه یا سوبسید دارد ؟  

دولت یا می داند یا نمی داند به چه کسانی یارانه تعلق می گیرد . 

اگر می داند که هیچ اما اگر نمی داند این سوالات چه معنایی دارد ؟ 

گیرم شما قسطی برای پسرتان ماشین گرفته اید تا مسافر کشی کند آیا این 

یعنی رفاه شما بالاست و به شما تعلق نمی گیرد ؟ 

یا مثلاْ پدری که کارمند بازنشسته است هر چه هم که داشته باشد آیا یارانه  

به او تعلق می گیرد یا نه ؟ خانه ، ماشین ، ملک و ... 

خلاصه معنی سوراخ دعا ( یا شاید در این دولت سولاخ دعا ) را گم کردن را فهمیدم چیه ؟ 


 
شنبه 9 شهریور ماه سال 1387
لایحه حمایت از خانواده

کانون زنان ایرانی :ائتلاف گروهها و فعالان جنبش زنان علیه لایحه ضد خانواده با انتشار فراخوانی برای جلوگیری از تصویب لایحه خانواده در مجلس شورای اسلامی ،دست یاری به سوی تمامی هموطنان خود دراز کرده اند. به سوی ایرانیان آزاده ای که به سرنوشت زنان کشورشان و نیز به زندگی عادلانه بین زن و مرد در خانواده ای بر مبنای انسانیت و عطوفت می اندیشند، از هر گروه و دسته، و با هر ایدئولوژی و مرام و از هر قوم و مذهب و جنسیتی، در هر کجای عالم که زندگی می کنند تقاضا کرده اند با پیوستن به ائتلاف علیه لایحه ضدخانواده و به کارگیری تجربه و توان شان، برای جلوگیری از تصویب این لایحه، زنان هموطن خود را یاری دهند.

متن کامل فراخوان به این شرح است:

امروز سرنوشت خانواده های ایرانی، وارد مرحله حساس و تعیین کننده ای شده است. مجلس هشتم، تصمیم دارد تا لایحه ای را به نام «لایحه حمایت از خانواده» (که در میان فعالان جنبش زنان به «لایحه ضدخانواده« شهرت یافته) در مجلس شورای اسلامی به تصویب برساند. این لایحه که در شهریورماه سال گذشته (1386) از سوی دولت نهم به مجلس ارائه شد، در 18 تیرماه امسال (1387) به تصویب کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس رسید و هر روز بیم آن می رود که در صحن علنی مجلس به تصویب قطعی برسد.

- در لایحه «ضدخانواده» بر «بی حقوقی» زن ایرانی در قوانین موجود صحه گذاشته شده است و نه تنها به لغو کامل قانون تعدد زوجات و تاکید بر «تک همسری» صحه نگذاشته، بلکه ازدواج مجدد مردان را صرفا به شرط تمکن مالی (و تعهدی بدون ضمانت اجرایی) تشویق می کند.

- در لایحه «ضدخانواده» نه تنها بر مسئله «بی حقوقی کامل زنان در امر طلاق» تاکید کرده بلکه با طولانی کردن روند طلاق آنان را با دشواری های بیشتری مواجه ساخته است.

- در لایحه «ضدخانواده» نه تنها ازدواج موقت (صیغه) برای مردان متاهل را منع نکرده، بلکه حتا لزوم ثبت این ازدواج را نیز منتفی دانسته است.

- در لایحه «ضدخانواده» نه تنها حق بدون قید و شرط زنان برای اشتغال را به رسمیت نشناخته، بلکه بر ای تنها «پشتوانه» (از سر ناگزیری شان) یعنی «مهریه» نیز پیش از دریافت آن، مالیات تعیین کرده است.

- در لایحه «ضدخانواده»، نه تنها هیچ اثری از «حمایت از خانواده» دیده نمی شود، بلکه با تایید قوانین عقب مانده و غیرانسانی، کانون خانواده های امروز را به سمت «تزلزل» و «ناپایداری» هرچه بیشتر سوق می دهد.

- با توجه به موارد بالا، به روشنی می بینیم که در این لایحه، به جای «حمایت» از کیان خانواده، متاسفانه «ضدیت» با زندگی انسانی بین زن و مرد در خانواده ها موج می زند.

مفاد غیرانسانی «لایحه ضدخانواده» مذکور، درحالی از سوی دولت به طرزی «غیرمسئولانه» به مجلس ارائه شده، که ما هر روز شاهد فجایع انسانی ناشی از حضور قوانین نابرابر موجود بر زندگی میلیون ها خانواده ایرانی، افزایش حیرت انگیز جنایت و «خشونت» علیه زنان و کودکان، و روند تصاعدی افزایش انواع آسیب های اجتماعی (از جمله افزایش همسرکشی به واسطه نبود حق طلاق) در این کشور پهناور هستیم. دادگاه های خانواده مملو از پرونده زندگی های به بست رسیده ای است که اگر قوانین نابرابر موجود، تغییر می یافت، به یقین، رو به کاهش می گذاشت.

از این روست که ما امضاء کنندگان این فراخوان که سال هاست با تعهد و دلسوزی برای جلوگیری و کاهش فجایع انسانی ناشی از این قوانین تلاش کرده ایم، اکنون گرد هم آمده ایم تا در این مقطع سرنوشت ساز زندگی زن ایرانی، با شکل دهی به یک ائتلاف بزرگ بتوانیم با یاری گرفتن از هر روش ممکن و با اتکاء به هر آن چه در توان داریم و به پشتوانه همدلی و نیروی جمعی مان، از تصویب این لایحه ضدخانواده در مجلس جلوگیری به عمل آوریم.

به این سبب، دست یاری به سوی تمامی هموطنانمان دراز می کنیم، به سوی ایرانیان آزاده ای که به سرنوشت زنان کشورشان و نیز به زندگی عادلانه بین زن و مرد در خانواده ای بر مبنای انسانیت و عطوفت می اندیشند، از همه هم وطنان از هر گروه و دسته، و با هر ایدئولوژی و مرام و از هر قوم و مذهب و جنسیتی، در هر کجای عالم که زندگی می کنند تقاضا داریم با پیوستن به این ائتلاف و به کارگیری تجربه و توان شان، برای جلوگیری از تصویب این لایحه، زنان هموطن خود را یاری دهند.


 
شنبه 19 مرداد ماه سال 1387
یعقوب مهرنهاد

 

                    

اطلاعیه دعوت به اعتصاب یکروزه در وبلاگستان فارسی

اما من یعقوب مهرناد متولد سال ۵۸ شمسی و ساکن دیار مردان و زنان خونگرم و

 صبور و نوع دوست بلوچستان می باشم . 

 و به روز نمودن وبلاگ نیز به دلیل مشغله های فراوان در انجمن جوانان صدای عدالت

 که سازمانی مردمی و غیرحکومتی و برای خدمت به همنوعان و جامعه بشری می باشد..."

این صدای جوانی وبلاگ نویس بود که

 در سحرگاه چهاردهم مرداد ماه ۱۳۸۷ در زندان مرکزی زاهدان اعدام گردید و

 یگانه جرم او ابراز اندیشه و تلاش در جهت حقوق اولیه مردم محروم بلوچ بود ،

اما صدای او خاموش نخواهد ماند و ما وبلاگ نویسان ایران

 با اعتصاب ۱ روزه ی سکوت قلم خود و انتشار این اعلامیه در در تاریخ پنج شنبه ۱۷ مرداد ماه ۸۷ اعتراض خود را به حکم ناعادلانه او اعلام خواهیم کرد

 و به ناقاضیانی چون جلاد پرونده یعقوب مهر نهاد هشدار میدهیم

 اینگونه با قلم وبلاگ نویسان با تهعد و با وجدان ایران زمین به جدال و دشمنی نپردازند

 چرا که روزی در پیشگاه مردم ایران در مقابل احکام صادره

که مخالف با شرع و انسانیت است جوابگو خواهند شد .

رونوشت : دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران

سازمان جهانی نویسندگان

اعتراض کانون وبلاگ نویسان ایران

 به بازداشت ابراهیم مهرنهاد برادرِ یعقوب مهرنهاد

پس از فراخوان عمومی کانون وبلاگ نویسان ایران برای لغو حکم اعدام یعقوب مهرنهاد، روزنامه نگار و وبلاگ نویس بلوچ، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران در جهت مهار اعتراضات مسالمت آمیز و قانونی آزادیخواهان اقدام به دستگیری و بازداشتابراهیم مهر نهاد، برادر 16 ساله یعقوب مهر نهاد، کرده است. این اقدام تعرضی آشکاربه حق و حقوق قانونی فعالین مدنی و منتقدان دولت است.

در ایران که به بزرگترین زندان روزنامه نگاران در خاورمیانه مبدل شده است بهای مطالبه حقوق انسانی بازداشت، شکنجه , اعدام و اذیت و آزار و گروگان گیری افراد خانواده است.
کانون وبلاگ نویسان ایران (پن لاگ) گروگان گیری نزدیکان زندانیان سیاسی و همچنین صدور احکام اعدام و بازداشت برای فعالین حقوق بشر، وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران تجاوز به حقوق مدنی اهل قلم در ایران را قویاً محکوم می‌کند و ازنهادهای ناظر حقوق بشر درخواست دارد این گونه روش‌های سرکوبگرانه جمهوری اسلامی ایران علیه آزادی بیان را در جوامع بین المللی
مورد رسیدگی قرار دهند.

کانون وبلاگ نویسان ایران - پن لاگ


 
دوشنبه 14 مرداد ماه سال 1387
خواب های احمدی نژاد

در تیر ۱۳۸۴ وقتی احمدی نژاد بر مسند ریاست جمهوری رسید ،

 پیروان و یارانش با افتخار می گفتند :

او فقط در روز ۴ ساعت می خوابد و دائماً در حال کار است .

که راست هم می گفتند .

اما این بی خوابی ناشی از هیجان و فشار روحی روانی بود که به او وارد میشد .

همانند شخصی که به غربت می رود و حتی زبان آنان را نمی داند .

او خود را در قالب یک منجی  با هاله ی نوری بر سر می دید و نمی دانست

ازکجا و چگونه باید شروع کند . خود حتی خود ،  و موقعیت خود را باور نداشت .

او اگر چه بی خواب بود ولی خوابهای زیادی می دید .

خوابهایی که او می دید برای او شیرین و فرحبخش و برای ملت کابوس بود .

که از آن جمله کابوس مسکن و  گرانی اجناس بود .

در طول سالهای بعد کسی دیگر در مورد نحوه و مدت خواب او چیزی نگفت ،

که این احتمالاً به علت آرام شدن ذهن مشوش و از تنش هیجانات خارج شدن بود .

و او با آسودگی بیشتر می خوابید و در ذهنش شاید  می گفت : حالا کو تا چهار سال تمام شود .

اما با نزدیک شدن به پایان دوره ریاست جمهوری او ، آهسته آهسته او دوباره بی خواب

شده است . هنوز کسی چیزی نگفته ولی از شواهد پیداست ،

چرا که خوابهایی جدید برای مردم دیده و می خواهد آنها را اجرا کند . مثل خواب یارانه .

به نظر او این مدت خیلی سریع گذشته است و اینک احتمالاً دوباره ایشان

دچار هیجانات و استرس هایی شبیه همان سال اول ریاست جمهوری اش خواهد شد

و ایشان برای انجام کارهای باقیمانده باز هم روزی ۴ ساعت خواهد خوابید .

و شایددر  همین روزها و ماههای آینده یاران و همراهان او تاکید کنند که ایشان

سخت مشغول فعالیت و تلاش هستند تا کارهای ناتمام را تمام کنند .

و بخاطر همین ساعات خوابشان کم شده است .

اما این بی خوابی ها اگرچه منشاء هردوشان هیجانات روحی روانی و تشویش ذهن بود

ولی در اولی وحشت و هیجانات ناشی از  جو گیری شدید بود ،

 و در دومی ترس از رفتن .

 که این رفتن دیگر بازگشتی به همراه ندارد که او خود ، خوب می داند .

 فقط خدا کند که خوابهایی که او در ذهن پر از تشویشش می پروراند ،

 تعبیری هولناک برای ما نداشته باشد .


 
شنبه 5 مرداد ماه سال 1387
یاد

 

 یاد و خاطره کشته شدگان تابستان ۱۳۶۷ را گرامی می داریم .

 

 

 

 

عاشقان
سرشکسته گذشتند،
شرم سار ترانه های بی هنگام خویش.

و کوچه ها
بی زمزمه ماند و صدای پا .

سربازان
شکسته گذشتند ،
خسته
بر اسبان تشریح ،
و لته های بی رنگ غروری
نگون سار
بر نیزه های شان .

تو را چه سود
فخر به فلک بر
فروختن
هنگامی که
هر غبار راه لعنت شده نفرین ات می کند ؟

تو را چه سود از باغ و درخت
که با یاس ها
به داس سخن گفته ای .

آن جا که قدم برنهاده باشی
گیاه
از رستن تن می زند
چرا که تو
تقوای خاک و آب را
هرگز
باورنداشتی .

فغان! که سرگذشت ما
سرود بی اعتقاد سربازان تو بود
که از فتح قلعه ی روسبیان
بازمی آمدند .

باش تا نفرین دوزخ از تو چه سازد ،
که مادران سیاه پوش
ــ داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد ــ
هنوز از سجاده ها
سر برنگرفته اند !
 

                                           ( احمد شاملو )

 

 


 
چهارشنبه 2 مرداد ماه سال 1387
مرثیه

 

به مناسبت هشتمین سال خاموشی غول بزرگ رنج  

احمد شاملو


به جُست‌وجوی ِ تو
بر درگاه ِ کوه می‌گریم،
در آستانه‌ی ِ دریا و علف.

به جُست‌وجوی ِ تو
در معبر ِ بادها می‌گریم
در چارراه ِ فصول،
در چارچوب ِ شکسته‌ی ِ پنجره‌یی
که آسمان ِ ابرآلوده را
قابی کهنه می‌گیرد.

. . . . . . . . . .

به انتظار ِ تصویر ِ تو
این دفتر ِ خالی
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟

جریان ِ باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهر ِ مرگ است. ــ

و جاودانه‌گی
رازش را
با تو در میان نهاد.

پس به هیات ِ گنجی درآمدی:
بایسته و آزانگیز
گنجی از آن‌دست
که تملک ِ خاک را و دیاران را
از این‌سان
دل‌پذیر کرده است!

نام‌ات سپیده‌دمی‌ست که بر پیشانی‌ ِ آسمان می‌گذرد
ــ متبرک باد نام ِ تو! ــ

و ما همچنان
دوره می‌کنیم
شب را و روز را
هنوز را...

( این شعر را احمد شاملو برای شاعره بزرگ ایران فروغ فرخزاد سروده بود ) 

 



برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 69049


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها