مرد هزار چهره ، مردی با درونی پاک و ساده و شریف که حتی از مدیریت بایگانی
یک اداره در پائین ترین سطح هم از نظر شغلی و هم مکانی ، بر نمی آید ،
با بازی چرخ بازیگر به موقعیت های اجتماعی و علمی بسیار بالا می رسد .
تا اینجا اشکالی نیست اما این طی کردن مسیر نه از لیاقت و تدبیر که ناشی از
یکسری سو ء تفاهم ها و اشتباهات انجام می گیرد .
این سریال از یک سو نمایش دهنده وضعیت و موقعیت اجتماعی ما و اینکه چقدر آسیب پذیر
بوده و آمادگی اغفال را داریم و دیگر اینکه اگر چه می دانیم و می بینیم طرفمان چقدر
بی لیاقت و بی اطلاع است ولی بخاطر داشتن سمت و پست به او احترام هم می گذاریم .
( در حقیقت این لیاقت ها نیست که پست ها را می سازد ، این پست ها هستند
که لیاقت تولید می کنند ) .
از سوی دیگر این سریال نشان دهنده وضعیت طنز مسئولین است که فقط با داشتن
تعهد و اخلاص ( با فرض وجود ) و بدون داشتن تخصص در مراتب بالا قرار گرفته اند .
و در مواجهه با هر امر عالی یا فاجعه ایی یا در مقابل هر گزارشی فقط به به می کنند .
در آن قسمت که مرد هزار چهره در دادگاه می گوید دلم می خواست خدمت کنم ولی
نمی دانستم چگونه ؟
آنجا که جراح بود بجای معالجه با بیمار می گریست و همدردی می کرد .
مانند بسیاری از آقایان که بجای کار مثبت فقط اظهار می نمایند آنها هم از این وضع
اطلاع دارند و سخت متاثرند .
پول آب و برق و گاز جدا ، و دیگر هیچ .
اما یکی از نکات جالب این سریال دکتر سرهنگ شدن این آقا بود .
که به مانند بسیاری از کسانی که این روزها سردار دکتری یدک می کشند بی هیچ
واهمه و پشتوانه علمی هم سرهنگ بود هم دکتر و در آخر داماد مافیا هم شد .
و برخورد خشنی که ابتدا با اراذل و اوباش داشت و بعد با همه مردم و ساکنین
یک محله هم بسیار جالب بود .
از نکات دیگر ، بعضی از عادات جاری در جامعه ما از قبیل اگر داد نزنی
حقت را نمی توانی بگیری . رفتار خشن با متهم و یا عدم پاسخ گویی به تلفن
که عادت رایج ادارات است را به ما نشان می داد . و اینکه اگر مردم ما در هیچ چیز
استعداد نداشته باشند در جو گیری بسیار مستعد هستند .
اما آخر این سریال جالب بود . آنجا که مرد هزار چهره می گوید :
من اشتباهی بودم . من از خدا می خواهم مرا ببخشد من کاری نکردم
فقط اشتباهی بودم .
چند نفر از مسئولین و مدیران این مملکت که از اداره یک بایگانی ساده هم
بر نمی آیند ، اشتباهی هستند ؟ و ای کاش حداقل در آخر کار بگویند :
ما اشتباهی بودیم و یا حتی جام زهر بنوشند .
|